چه کنم چی کار کنم تو منو نشناختی 
تو ببین به کی به چی عشق منو باختی
چه کنم چی کار کنم تو منو نشناختی 
تو ببین به کی به چی عشق منو باختی
برو که بی حقیقتی، تو قلبِ من جات نیست 
اونقد از تو دور شدم، که دیگه پیدات نیست
تو رفیق نا رفیق چه بد شدی ای وای 
خونه آتیش زدن و بلد شدی ای وای
برو که بی حقیقتی تو قلب من جات نیست 
اونقد از تو دور شدم که دیگه پیدات نیست
هوای تازه تر می خوام عاشق اون بنفشه هام 
بنفشه های شهرمون
خسته از این اسارتم دنبال اون ستاره هام
ستاره های مهربون
چه کنم تو باغچه ها بنفشه نیست ناز نیست
تو نگاه نرگسا شراب شیراز نیست
برو که بی حقیقتی تو قلب من جات نیست 
اونقد از تو دور شدم که دیگه پیدات نیست
چه کنم چی کار کنم ....
دلم می خواد یه آشنا قصهء پرواز و بگه
که تشنهء شنیدنم
دلم می خواد گل پونه و نرگس شیراز بیاره
هر کی میاد به دیدنم
چه کنم تو باغچه ها بنفشه نیست ناز نیست
تو نگاه نرگسا شراب شیراز نیست
برو که بی حقیقتی تو قلب من جات نیست 
اونقد از تو دور شدم که دیگه پیدات نیست...

خواننده:هایده

پی نوشت: به یاد کسی که این روزها این ترانه شده زبون حالش و مدام گوشش میده....



تاريخ : جمعه بیست و نهم فروردین 1393 | 20:16 | نویسنده : شهرزاد |

 شهر خالی جاده خالی کوچه خالی خانه خالی

جام خالی سفره خالی ساغر و پیمانه خالی

 

کوچ کردن دسته دسته آشنایانم ولی باز 

باغ خالی باغچه خالی شاخه خالی لانه خالی

وای از دنیا که یار از یار می ترسد 

غنچه های تشنه از گلزار می ترسد 

عاشق از آوازه دلدار می ترسد 

پنجه ی خنیاگران از تار می ترسد 

شه سوار از جاده هموار می ترسد 

این طبیب از دیدن بیمار می ترسد

 

ساز ها بشکست و درد شاعران از حد گذشت 

سالهای انتظار بر من و تو بد گذشت

آشنا نا آشنا شد

تا بلی گفتم بلا شد

 

گریه کردم ناله کردم حلقه بر هر در زدم 

سنگ سنگ کلبه ی ویرانه را بر سر زدم

 

آب از آبی نجنبید

خفته در خوابی نجنبید

خواننده:نگار خالوا


پی نوشت:این آهنگ رو خودم اولین بار که گوش دادم خیلی به دلم نشست واسه شمام میذارمش ایشالا به دل شماهم بشینه...

به یاد من گوش کنید



تاريخ : یکشنبه هشتم بهمن 1391 | 9:8 | نویسنده : شهرزاد |

زیباست در باران تازه شدنها

رقص گلها در آغوش چمن ها

می رسد پیغام آسمانی ، زندگانی زیبا زندگانی..

ای خوشا در سحن سبزه گلشن

قصه گفتنهای باران با من

نقل تر میبارد دامن دامن

چشم دل از این همه زیبایی روشن

چشمه در چشم شادی میجوشد

خاک عریان رخت از گل میپوشد

نقل تر میبارد دامن دامن

چشم دل از اینهمه زیبایی روشن

ای نسیم ای سحر ای پیک بهاری

در پر خود پیغام از دلبر داری

بوی گل میکشدم سوی شکفتن

بوی وفا بوی صفا بوی شکفتن

نغمه خوان چلچله در جشن گلها

نو به نو میخواند هستی زیبا

خواننده:عباس بهادری

به یاد من گوش کنید



تاريخ : پنجشنبه هفتم دی 1391 | 9:7 | نویسنده : شهرزاد |
یه عمریه وعده بی جا میدی
وعده امروزو به فردا میدی
یه روزی آخرش میشی پشیمون
از این فریبی كه به دلها میدی
از این فریبی كه به دلها میدی


یك روز تو برام وصله جونی
فرداش كه میشه نا مهربونی
امروز میگی دیره باشه فردا
فردا كه بیاد باز پشیمونی


حالا یواش یواش بیا و با ما مهربون باش
دیگه وعده نده بیا برام یه همزبون باش


میگم بمون میگی نمیشه
میگم برو میگی نمیشه
میگم میشه میگه نمیشه
یك بوم و دو هوا نمیشه
یك بوم و دو هوا نمیشه
میگم بمون میگی نمیشه
میگم برو میگی نمیشه
میگم میشه میگه نمیشه
یك بوم و دو هوا نمیشه
یك بوم و دو هوا نمیشه

خواننده :لیلا فروهر

به یاد من گوش کنید



تاريخ : دوشنبه چهارم دی 1391 | 17:23 | نویسنده : شهرزاد |
مرا عمری به دنبالت کشاندی
سرانجامم به خاکستر نشاندی
ربودی دفتر دل را و افسوس
که سطری هم از این دفتر نخواندی
گرفتم عاقبت دل بر منت سوخت
پس از مرگم سرشکی هم فشاندی
گذشت از من ولی آخر نگفتی
که بعد از من به امید که ماندی

فریدون مشیری مجموعه گناه دریا

خواننده:محمدرضا شجریان

به یاد من گوش کنید




تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم آذر 1391 | 17:14 | نویسنده : شهرزاد |

نگاه کُن که غم درون دیدهام
چگونه قطره قطره آب می
شود
چگونه سا
یۀ سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می
شود
نگاه
کُن
تمام هستی
‌ام خراب میشود
شرارهای مرا به کام میکشد
مرا به اوج می‌بَرد
مرا به دام
می‌کِشد
نگاه
کُن
تمام
آسمانِ من
پُر از شهاب میشود

تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطرها و نورها
نشانده‌ای مرا کنون به زورقی
ز عاج‌ها، ز ابرها، بلورها
مرا ببر امید دل‌نواز من
ببر به شهر شعرها و شورها

به راه پُر ستاره میکشانیام
فراتر از ستاره می
نشانیام
نگاه
کُن
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخ
رنگ ساده دل
ستاره
چین برکههای شب شدم

چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه
های آسمان
کنون به گوش من دوباره می
رسد
صدای تو
صدای بال برفی فرشتگان
نگاه
کُن که من کجا رسیدهام
به کهکشان
، به بیکران، به جاودان

کنون که آمدیم تا به اوج
ها
مرا بشوی با شراب موج
ها
مرا بپیچ در حریر بوسه
ات
مرا بخواه در شبان دیر پا
مرا دگر رها
مکُن
مرا از این ستاره
ها جدا مکُن

نگاه کُن که موم شب به راه ما
چگونه قطره قطره آب می
شود
صراحی سیاه دیدگان من
به لای
لای گرم تو
لبالب از شراب خواب می
شود
به روی گاهوارههای شعر من
نگاه
کُن
تو می
دمی و آفتاب میشود

فروغ فرخ‌زاد
از مجموعۀ «تولدی دیگر»

خواننده: جهان

به یاد من گوش کنید



تاريخ : یکشنبه دوازدهم آذر 1391 | 11:56 | نویسنده : شهرزاد |
بذار که دسته گرم تو پناه دست من باشه

بذار که فانوس چشات کتاب شب شکن باشه


صدا فقط صدای تو ترانمو زمزمه کن

بذار عطر واژه ات نرگسو نسترن باشه


بذار غزل ترانمو با یه دله خوش بخونم

بذار هم آوازی ما واسه یکی شدن باشه



شبو پر از ستاره کن، تیغ نگاهتو تازه کن


بذار میونه چشمامون یه جنگ تن به تن باشه


چه خوبه ناز تن تو، چه خوبه بوسیدن تو
چه خوبه آغوشت عزیز همیشه جای من باشه


از روی بوم عشق تو تا آخرین لحظه عمر

نمی پرمحتی اگه فرصت پر زدن باشه


شبو پر از ستاره کن، تیغ نگاهتو تازه کن


بذار میونه چشمامون یه جنگ تن به تن باشه


چه خوبه ناز تن تو، چه خوبه بوسیدن تو

چه خوبه آغوشت عزیز همیشه جای من باشه

به یاد من گوش کنید

خواننده: شکیلا



تاريخ : شنبه ششم آبان 1391 | 16:28 | نویسنده : شهرزاد |
چی تو چشاته که تورو اینقدر عزیز میکنه

این فاصله داره منو بی تو مریض میکنه

این که نگات نمیکنم یعنی گرفتار توام

رفتن همه ولی نترس من که طرفدار توام

هرچی سرم شلوغ شد رو قلب من اثر نذاشت

بدوت تو دنیای من انگار تماشاگر نداشت

منو نمیشه حدس زد با این غرور لعنتی

هیج وقت نخواستم ببینیم تو لحظه ناراحتیم

میخواستم نبخشمت یکی ازت تعریف کرد

دیدن تنهایی تو منو بلاتکلیف کرد

بیا و معذرت بخواه از جشنی که خراب شد

از اون که واسه انتقامم از تو انتخاب شد

هرچی سرم شلوغ شد رو قلب من اثر نذاشت

بدوت تو دنیای من انگار تماشاگر نداشت

منو نمیشه حدس زد با این غرور لعنتی

هیج وقت نخواستم ببینیم تو لحظه ناراحتیم

به یاد من گوش کنید

خواننده: شادمهر عقیلی



تاريخ : یکشنبه شانزدهم مهر 1391 | 11:24 | نویسنده : شهرزاد |

  

میرم از شهر تو با یه کوله بار از خاطره  

دل من مونده پیشت گرچه پاهام مسافره

میگذره همراه جاده یاد تو از تو خیالم

توی راه دریغ از ابری که بباره واسه حالم

توی هر گوشه این شهر دارم از عشق تو یادی

میسوزونه منو یاد دلی که به من ندادی

راه میفتم بی هدف مقصد راهو نمیدونم

 کاش میشد آروم بگیرم اما افسوس نمیتونم

 نه یه قاصدک تو جاده که بشه همسفر من

 من یه قصم که جدایی شده فصل آخر من

توی هر گوشه این شهر دارم از عشق تو یادی

 میسوزونه منو یاد دلی که به من ندادی

میرم و گم میشم آخر تو غروب دشت غربت

 نمیتونم که بمونم توی شهر بی محبت

 توی هر گوشه این شهر دارم از عشق تو یادی

 میسوزونه منو یاد دلی که به من ندادی

خواننده:سیاوش قمیشی




تاريخ : شنبه بیست و پنجم شهریور 1391 | 9:22 | نویسنده : شهرزاد |

"شب از مهتاب سر می‌ره
تمام ماه, تو آبه
شبیه عکس یک رویاست
تو خوابیدی, جهان خوابه
زمین دور تو می‌گرده
زمان دست تو افتاده
تماشا کن, سکوتِ تو
عجب عمقی به شب داده
تو خواب انگار طرحی از
گل و مهتاب و لبخندی

 شب از جایی شروع می‌شه
که تو چشمات و می‌بندی
تو را آغوش می‌گیرم
تنم سر ریز رویا شه
جهان قد یه لالایی
توی آغوش من جا شه
تو را آغوش می‌گیرم
هوا تاریک‌تر می‌شه
خدا از دست‌های تو
به من نزدیک‌تر می‌شه
تمام خونه پر می‌شه
از این تصویر رویایی
تماشا کن, تماشا کن
چه بی‌رحمانه زیبایی…”

خواننده:داریوش



تاريخ : دوشنبه ششم شهریور 1391 | 10:33 | نویسنده : شهرزاد |

خوشا با تو بودن زعشقت سرودن

دگر از هوایت سفر نکنم

به صحرای هجران مخواه از من ای جان

که چون لاله خون در جگر نکنم

اگر من نمانم بمان تو بمان

اگر من نخوانم تو نغمه بخوان

چو رفتم به جایم تو خوش بنشین

تو خاک وجودم به بر بنشان

خوشا بانگ نامت به دور زمان

طنین پیامت به گوش جهان

به آهنگ یاری به رسم وفا

به شب زنده داری به بزم صفا

در این بیقراری به سوز دعا

به صد نغمه خوانم همیشه تورا

تو بر بام عالم ستاره من

نظر در تو اوج نظاره من

به شوق وصالت چو جان بدهم

نگاه تو عمر دوباره من

به عالم نبودم که نام تو بود

که از تو گرفتم نشان وجود

تو ای عشق دیرین تو را که نوشت

تو ای شور شیرین تو را که سرود

به پایان شب من رسیده زتو

که صد صبح روشن دمیده زتو

سکوت غم ازمن ترانه زتو

نیاز شب از من سپیده زتو

تو دستم گرفتی قدم به قدم

رفیقم تو هستی به شادی و غم

زجان محو شوق بهاره توام

که تا پای جان در کنار توام

خواننده: سالار عقیلی



تاريخ : دوشنبه شانزدهم مرداد 1391 | 18:16 | نویسنده : شهرزاد |
درگیر رویای توام، منو دوباره خواب کن

دنیا اگه تنهام گذاشت، تو منو انتخاب کن

دلت از آرزوی من، انگار بی خبر نبود

حتی تو تصمیمای من،چشمات بی اثر نبود

خواستم بهت چیزی نگم، تا با چشام خواهش کنم

درارو بستم روت، تا احساس آرامش کنم

باور نمی کنم ولی، انگار غرور من شکست

اگه دلت میخواد بری، اصرار من بی فایدست

هر کاری می کنه دلم، تا بغضمو پنهون کن

چی میتونه فکر تو رو، از سر من بیرون کنه

یا داغ رو دلم بزار، یا که از عشقت کم نکن

تمام تو سهم منه، به کم قانعم نکن

خواننده:شادمهر عقیلی



تاريخ : پنجشنبه دوازدهم مرداد 1391 | 8:49 | نویسنده : شهرزاد |

 دو دریچه دو نگاه دو پنجره

دو رفیق دو همنشین دو هنجره

دو مسافر دو مسیر زندگی

دو عزیز دو همدم همیشگی

با هم از غروب و سایه رد شدیم

غصه ی عاشقی رو بلد شدیم

فکر می کردیم آخر قصه اینه

جز خدا هیشکی ما رو نمی بینه

دو غریبه دو تا قلبه در به در

دو تا دلواپس این چشمای تر

دو تا اسم دو خاطره دو نقطه چین

دوتا دور افتاده ی تنها نشین

عاقبت جدا شدن دستای ما

گم شدیم تو غربت غریبه ها

آخر اون همه لبخند و سرود

چشمای پر حسادته زمونه بود


"خواننده:سیاوش قمیشی"




تاريخ : یکشنبه یازدهم تیر 1391 | 8:31 | نویسنده : شهرزاد |
سلام به همه

به مناسبت اولین روز زندگیم که از امروز شروع شده غم و غصه از دلم پرزده و رفته و اولین پست رو سعی کردم امیدوار کننده و شاد بگذارم ایشالا که همه ما یه روزی غصه از دلامون پر بکشه واسه همیشه

سلام سلام سلام سلام
همگی سلام همگی سلام
ای زندگی سلام ای زندگی سلام
ای عزیزای دلم یه روزی
ایوون از پرستوها پر میشه باز
ای عزیزای دلم یه روزی
سبزه رو باغچه ها چادر میشه باز
ای عزیزای دلم دوباره
غصه ها از دلامون رونده میشن
ای عزیزای دلم یه روزی
غزلای مهربون خونده میشن
سلام سلام سلام سلام
همگی سلام همگی سلام
ای زندگی سلام ای زندگی سلام

روز نو مبارکه روزی نو خونه نو مبارکه
عشقمون مبارکه مستی و میخونه نو مبارکه
روز میره هفته میاد هفته میره ماه میاد
با زمونه ساختیم و زمونه با ما راه میاد
سلام سلام سلام سلام
همگی سلام همگی سلام
ای زندگی سلام ای زندگی سلام

یه روزی با اشک شادی میبینیم
گلدونای خونه رو
عاشق همدیگه هستیم و به دنیا نمیدیم
اون هوای خونه رو
تو عزیز مرحم عشقو روزخم دل دیوونه بذار
تو عزیز باز تو سفره مون شراب و گل وپیمونه بذار
هرجا که یه سایه بونه واسه مون
باز بیاد خونه مون
اسمشو خونه بذار اسمشو خونه بذار
اسمشو خونه بذار

خواننده:هایده



تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 | 8:41 | نویسنده : شهرزاد |
رو می کنم به آینه ... رو به خودم داد می زنم
ببین چقدر حقیر شده ... اوج بلند بودنم
رو می کنم به آینه ... من جای آینه می شکنم
رو به خودم داد می زنم ... این آینه ست یا که منم

...من و ما کم شده ایم خسته از هم شده ایم...
...بنده خاک، خاکِ ناپاک خالی از معنای آدم شده ایم...

...دنیا همون بوده و هست حقارت از ما و منه...
...وگرنه پیشِ کائنات  زمین مثل یه ارزنه...
...زمین بزرگ و باز نیست دنیای رمز و راز نیست...
...به هر طرف رو می کنم راهِ رهایی باز نیست...

...من و ما کم شده ایم خسته از هم شده ایم...
...بنده ی خاک، خاکِ نا پاک خالی از معنای آدم شده ایم...

...دنیا کوچک تر از اونه که ما تصور می کنیم...
...فقط با یک عکس بزرگ چشمامونو پُر می کنیم...
...به روز ما چی اومده من و تو خیلی کم شدیم...
...پاییز چقدر سنگینی داشت که مثل ساقه خم شدیم...

...من و ما کم شده ایم خسته از هم شده ایم...
...بنده خاک، خاکِ ناپاک خالی از معنای آدم شده ایم...

رو می کنم به آینه ... رو به خودم داد می زنم
ببین چقدر حقیر شده ... اوج بلند بودنم
رو می کنم به آینه ... من جای آینه می شکنم
رو به خودم داد می زنم ... این آینه ست یا که منم

...رو می کنم به آینه...

خواننده:داریوش


پی نوشت:

خدای من چقدر این آهنگ وصف حال منه امروز که برای چندمین بار گوشش دادم چقدر برای چندمین بار به دلم نشست



تاريخ : پنجشنبه چهارم خرداد 1391 | 10:22 | نویسنده : شهرزاد |
بخون آوازکی تو شور و دشتی . که دل پر شوره امشب
یکی تو صحنه یادم نشسته . که از من دوره امشب
به زیر گنبد آبی احساس . یکی بود و یکی هست
قسم به قصه های عاشقونه . دلم تنگ کسی هست
دلم تنگ کسی هست...
کسی که قصه ناب نگاهو . یه مهتاب شب به من داد
از اون شب تو همه شبهای مهتاب
به یادش خوابم او شد
به زیر گنبد آبی احساس . یکی بود و یکی هست
قسم به قصه های عاشقونه . دلم تنگ کسی هست
دلم تنگ کسی هست...
همون که کوچه بن بست عشقو
به نام دلگشا خوند
منو به خونه گرم دلش برد
دلو عاشقسرا خوند
همون که کوچه بن بست عشقو
به نام دلگشا خوند
منو به خونه گرم دلش برد
دلو عاشقسرا خوند
تو اون کوچه که اسمش که دلگشا بود
دلم تنگ کسی هست
تو اون خونه که اسمش عاشقسرا بود
دلم تنگ کسی هست
دلم تنگ کسی هست...
بخون آوازکی تو شور و دشتی . که دل پر شوره امشب
یکی تو صحنه یادم نشسته . که از من دوره امشب
به زیر گنبد آبی احساس . یکی بود و یکی هست
قسم به قصه های عاشقونه . دلم تنگ کسی هست

دلم تنگ کسی هست... 

خواننده: مهستی



تاريخ : سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 | 9:2 | نویسنده : شهرزاد |

تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-
تو ای با دوستی دشمن.

زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.

برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید.

تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟

گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را -برادر جان-
به زور این زبان نافهم آتش‌بار
نباید جست...

اگر این بار شد وجدان خواب آلوده‌ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار

شاعر: فریدون مشیری

خواننده:محمدضا شجریان



تاريخ : شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 | 18:13 | نویسنده : شهرزاد |
امیدم را مگیر از من خدایا خدایا خدایا
دل تنگ مرا مشکن خدایا خدایا خدایا
من دور از آشیانم
 سر به آسمانم
بی نصیب و خسته
 ماندم جدا ز یاران
از بهای طوفان
بال من شکسته
امیدم را مگیر از من خدایا خدایا خدایا
دل تنگ مرا مشکن خدایا خدایا خدایا
 
از حریم دلم
رفته رنگ هوس
روز و شب به که گویم
در درون قفس آه در درون قفس
وه که دست قضا
 بسته بال مرا
روزوشب ز گلویم
ناله خیزد وبس آه ناله خیزد و بس
می زنم فریاد
هر چه بادا باد
وای از این طوفان
وای از این بیداد آه وای از این بیداد
امیدم را مگیر از من خدایا خدایا خدایا
دل تنگ مرا مشکن خدایا خدایا خدای
من دور از آشیانم
 سر به آسمانم
بی نصیب و خسته
 ماندم جدا ز یاران
از بهای طوفان
بال من شکسته
 
از حریم دلم
رفته رنگ هوس
درد خود به که گویم
در درون قفس آه در درون قفس
وه که دست قضا
 بسته بال مرا
روز و شب ز گلویم
ناله خیزد وبس آه ناله خیزد و بس
می زنم فریاد
هر چه بادا باد
وای از این طوفان
وای از این بیداد آه وای از این بیداد
ترانه سرا :لیلا کسری(هدیه)
خواننده:هایده



تاريخ : چهارشنبه نهم فروردین 1391 | 10:29 | نویسنده : شهرزاد |
تا بهار دلنشین آمده سوی چمن
                                    ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن

چون نسیم نو بهار بر آشیانم کن گذر
                                   تا که گلباران شود کلبه ی ویران من

تا بهار زندگی آمد بیا آرام جان
                                  تا نسیم از سوی گل آمد بیا دامن کشان

چون سپندم بر سر آتش نشان بنشین دمی
                         چون سرشک اندر کنار بنشین بنشان سوز نهان

تا بهار دلنشین آمده سوی چمن
                              ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن

چون نسیم نو بهار بر آشیانم کن گذر
                                تا که گلباران شود کلبه ی ویران من

بازآ ببین در حیرتم بشکن سکوت خلوتم
                              چون لاله ی تنها ببین بر چهره داغ حسرتم

ای روی تو آیینه ام عشقت غم دیرینه ام

                            بازآ چون گل در این بهار سر را بنه در سینه ام 

خواننده:استاد بنان



تاريخ : سه شنبه یکم فروردین 1391 | 0:1 | نویسنده : شهرزاد |
بوی بهار میاد بوی سبزه و درختها بوی یه سال جدید اتفاقات جدیدتر بوی زندگی میاد هر سال این موقع کلی با خودم برنامه ریزی میکنم واسه سال بعدم که همه چیو از نو بسازمو بشم یه شهرزاد جدید که با گذشته اش هیچ پیوندی نداره درسته من با گذشته ام پیوندی ندارم اما انگار گذشته به روح و جسمم پیوند خورده خوشحالی بچه ها که همراه مادر و پدراشون برای خریدعید عرض و طول خیابون را طی میکنند برام جذابه شاید گاهی ساعتها نگاهشون میکنم کاش بر میگشتم به اون روزهام دلم نمیخواد بگم که من باختم نه چیزی نداشتم که ببازم چیزیم برا بردن نبود که ببرم.

امیدوارم امسال با هر سال برام فرق داشته باشه امیدوارم

بوی عیدی، بوی توت، بوی کاغذرنگی،
بوی تند ماهی‌دودی وسط سفره‌ی نو،
بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

شادی شکستن قلک پول،
وحشت کم شدن سکه‌ی عیدی از شمردن زیاد،
بوی اسکناس تانخورده‌ی لای کتاب،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا،
شوق یک خیز بلند از روی بته‌های نور،
برق کفش جف‌شده تو گنجه‌ها،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

عشق یک ستاره ساختن با دولک،
ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه،
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

بوی باغ‌چه، بوی حوض، عطر خوب نذری،
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن،
توی جوی لاجوردی هوس یه آب‌تنی،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

خواننده: فرهاد مهرداد



تاريخ : دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 | 9:27 | نویسنده : شهرزاد |

آنه !  تكرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشت
وقتی روشنی چشمهایت
در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود
با من بگو از لحظه لحظه های مبهم كودكیت
از تنهایی معصومانه دستهایت
آیا می دانی كه در هجوم دردها و غم هایت
و در گیر و دار ملال آور دوران زندگیت
حقیقت زلالی دریاچه نقره ای نهفته بود؟
آنه !
اكنون آمده ام تا دستهایت را
به پنجه طلایی خورشید دوستی بسپاری
در آبی بیكران مهربانی ها به پرواز درآیی
 

و اینك آنه شكفتن و سبز شدن در انتظار توست... در انتظار تو



تاريخ : یکشنبه هفتم اسفند 1390 | 16:42 | نویسنده : شهرزاد |

بگو سرگرم چی بودی که اینقد ساکتو سردی

خودت آرامشم بودی خودت دلواپسم کردی

ته قلبت هنوز باید یه احساسی به من باشه

چقد باید بمونم تا یکی مثل تو پیدا شه

تو روز  و روزگار من بی تو روزای شادی نیست

تو دنیایی منی اما به دنیا اعتمادی نیست

سلام ای ناله بارون
سلام ای چشمای گریون
سلام  روزهای تلخ
هنوزم دوسش دارم
سلام ای بفض تو سینه
سلام ای اه آیینه
سلام شب های دل کندن
هنوز هم دوستش دارم

نمیدونی تو این روزا چقد حالم پریشونه
دلم با رفتنت تنگو دلم با بودنت خونه
خرابه حال من بی تو نمیتونم که بهتر شم
تو دستای تو گل کردم بزار با گریه پرپر شم
ای بی نشونم تو این خزون

منو از خودت بدون

یه بی نشونم تو این خزون یه بیقرارم یه نیمه جون

منو از خودت بدون

                 خواننده: فریدون آسرایی



تاريخ : پنجشنبه بیستم بهمن 1390 | 9:25 | نویسنده : شهرزاد |

رودخونه ها رودخونه ها منم میخوام راهی بشم

برم به دریا برسم . ماهی بشم . ماهی بشم
دلم میخواد اونجا برم که همه دنیا آب باشه
تا نرسه دستی به من
دلم میخواد دور و برم هزار تا گردآب باشه . هزار تا گردآب باشه
رودخونه ها رودخونه ها منم میخوام راهی بشم
برم به دریا برسم . ماهی بشم . ماهی بشم
من دیگه سرنوشتمو به دست فردا نمیدم
لحظه به لحظه دلمو به آرزوها نمیدم
میخوام غبار تنمو پاک کنم . پاک کنم
خاطره های خاکیمو خاک کنم . خاک کنم
قصه دل کندنمو موجای دریا میدونن . موجای دریا میدونن
شکستن بغض منو فقط حبابا میدونن . فقط حبابا میدونن
رودخونه ها رودخونه ها منم میخوام راهی بشم
برم به دریا برسم . ماهی بشم . ماهی بشم
رودخونه ها رودخونه ها منم میخوام راهی بشم
برم به دریا برسم . ماهی بشم . ماهی بشم

                     خواننده:رامش




تاريخ : شنبه پانزدهم بهمن 1390 | 10:7 | نویسنده : شهرزاد |
كی دل سنگ سنگت از دل من خبر داشت
اشكای گرم گرمم كی تو دلت اثر داشت
وقتی هنوز به یادت گریه میاد سراغم
عشق تو هستم انگار پیش تو داغ داغم
قلب منی چه جوری یه روز ازت جدا شم
عشق منی چه جوری دوستت نداشته باشم
به من میگفتی كه منو دوست داری
می ترسیدم من نباشم دق كنی
اما تو كه عاشق من نبودی
فقط می خواستی منو عاشق كنی
اخ كه هنوز بی تو پریشون دل
اخ كه هموز ساده ساده هستم
هنوز همون اسیر بی پناهی
كه زندگی شو بتو داده هستم

خواننده:مهستی




تاريخ : یکشنبه نهم بهمن 1390 | 11:0 | نویسنده : شهرزاد |
وﻗﺘﻲ ﻛﻪ دﻟﺘﻨﮓ ﻣﻲﺷﻢ و

‫ﻫـﻤـﺮاه ﺗـﻨـﻬﺎﻳـﻲ ﻣﻴـﺮم

‫داغ دﻟـﻢ ﺗﺎزه ﻣﻴﺸﻪ

‫زﻣﺰﻣﻪﻫﺎي ﺧﻮﻧﺪﻧﻢ

‫وﺳﻮﺳﻪﻫﺎي ﻣﻮﻧﺪنم

‫ﺑﺎ ﺗﻮﻫﻢ اﻧﺪازه ﻣﻴﺸﻪ

 

‫ﻗـﺪ ﻫﺰارﺗـﺎ ﭘـﻨـﺠﺮه

‫ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ آواز ﻣﻲﺧﻮﻧﻢ

‫دارم ﺑﺎ ﻛﻲ ﺣﺮف ﻣﻲزﻧﻢ؟

‫ﻧـﻤـﻲدوﻧـﻢ، ﻧـﻤـﻲدوﻧـﻢ

 

‫اﻳﻦ روزا دﻧﻴﺎ واﺳﻪ ﻣﻦ از ﺧﻮﻧﻤﻮن ﻛﻮﭼﻴﻚ ﺗﺮه

‫ﻛـﺎش ﻣﻲﺗـﻮﻧﺴﺘﻢ ﺑﺨـﻮﻧﻢ ﻗـﺪ ﻫـﺰارﺗﺎ ﭘـﻨـﺠﺮه

 

‫ﻃﻠﻮع ﻣﻦ، ﻃﻠﻮع ﻣﻦ

‫وﻗﺘﻲ ﻏﺮوب ﭘﺮ ﺑﺰﻧﻪ

‫ﻣـﻮﻗـﻊ رﻓـﺘـﻦ ﻣـﻨﻪ

 

‫ﻃﻠﻮع ﻣﻦ، ﻃﻠﻮع ﻣﻦ

‫وﻗﺘﻲ ﻏﺮوب ﭘﺮ ﺑﺰﻧﻪ

‫ﻣـﻮﻗـﻊ رﻓـﺘـﻦ ﻣـﻨﻪ

 

‫ﺣﺎﻻ ﻛﻪ دﻟﺘﻨﮕﻲ داره

‫رﻓﻴـﻖ ﺗﻨﻬﺎﻳـﻴﻢ ﻣﻴﺸﻪ

‫ﻛﻮﭼﻪﻫﺎ ﻧﺎرﻓﻴﻖ ﺷﺪن

‫ﺣﺎﻻ ﻛﻪ ﻣﻲﺧﻮام ﺷﺐ و روز

‫ﺑـﻪ ﻫـﻢ دﻳـﮕـﻪ دروغ ﺑـﮕـﻦ

‫ﺳـﺎﻋﺖ ﻫﺎ ﻫـﻢ دﻗﻴـﻖ ﺷـﺪن

 

‫ﻃﻠﻮع ﻣﻦ، ﻃﻠﻮع ﻣﻦ

‫وﻗﺘﻲ ﻏﺮوب ﭘﺮ ﺑﺰﻧﻪ

‫ﻣـﻮﻗـﻊ رﻓـﺘـﻦ ﻣـﻨﻪ

 

‫ﻃﻠﻮع ﻣﻦ، ﻃﻠﻮع ﻣﻦ

‫وﻗﺘﻲ ﻏﺮوب ﭘﺮ ﺑﺰﻧﻪ

‫ﻣـﻮﻗـﻊ رﻓـﺘـﻦ ﻣـﻨﻪ

                              خواننده:سیاوش قمیشی

تاريخ : دوشنبه دوازدهم دی 1390 | 9:19 | نویسنده : شهرزاد |


از پس پرده نگاه کـــــــن مـــــــثل شطرنج زمونه

هر کسی مثل یک مُــهره توی این بازی می مونه

یکی مثل مــــــــــــا پیاده یـــــکی صد سال سواره

یه نفر خونـــه به دوش و یکی دوتــــــا قلعه داره

یک طرف همه سیاه و یک طرف همه سفیــــــدن

روبروی هم یــــه عمره ما را دارن بازی میــــدن

اونا که اَوّل بازی توی خونه تـــــــــو و مــــــــــن

پیش پای اسب دُشمن مهره ها رو ســـــــر بُریدن

ببین امروز توی بازی همه شون شـاه و وزیرن

هنوز هم بدون حرکت پُشت ما سنــگر می گیرن

تاج و تخت شاه دیروز در قــــلعه شون نمی شه

به خیالشون که این تاج سر شونه تــــا همیشـه

یادشون رفته که اون شاه که به صد مهره نمی باخت

تاجو اَز سرش تو میدون لشـــــــــگر پـــــیاده اَنداخت

خواننده:داریوش



تاريخ : شنبه دهم دی 1390 | 12:30 | نویسنده : شهرزاد |

نیمکته کناره فواره ی نور      یه بهونه واسه از تو گفتنه

جای خالیه تو گریه آوره           مرگ لحظه های شیرینه منه

یادته به روی اون نیمکته نور                     از تو واژه ها غمو خط میزدیم

دست من به دور گردن تو بود                               وقتی که تکیه به نیمکت میزدی

دورمون پرنده ها بودن و عشق                                           با نگاهه منو تو یکی شد

من میخواستم با تو پرواز کنمو                                                 برسم به عاشقی اما نشد!

دورمون پرنده ها بودن و عشق                                                         با نگاهه منو تو یکی شد

من میخواستم با تو پرواز کنمو                                                 برسم به عاشقی اما نشد!

یه سبد خاطره داره یاده تو                                              وقتی که تنها رو نیمکت میشینم

شکر رویا که هنوزم میتونم                                    توی رویا روی ماتو(ماه) ببینم

از خدا میخوام که عطر دلخوشی                  هرجا باشی به مشامت برسه

ممنونم از شبه رویا که بازم                  وقته دلتنگی به دادم میرسه

نیمکته کناره فواره ی نور                یه بهونه واسه از تو گفتنه

جای خالیه تو گریه آوره     مرگ لحظه های شیرینه منه

خواننده:سپیده



تاريخ : یکشنبه چهارم دی 1390 | 9:42 | نویسنده : شهرزاد |

شعله زد عشق و من از نو
نو شدم
پر شدم از عشق تو
مملو شدم
شوق شیدایی مرا از من گرفت


من به خود برگشتم از تو
تو شدم

آه ، با تو من چه رعنا می شوم
آه ، از تو من چه زیبا می شوم
عطر لبخنده خدا می گیرم و
شکل آواز پری ها می شوم

با تو من هم جامه ی شب می شوم
هم طپش با گرگره تب می شوم
با تو من هم بستره گلبرگ ها
از شکفتن ها لبالب می شوم

آه ، هستی جز تمنای تو نیست

آه ، لذت جز تماشای تو نیست
یک نفس دور از تو باشم ، مرده ام
زندگی جز مرگ در پای تو نیست

                                                  خواننده: داریوش



تاريخ : چهارشنبه نهم آذر 1390 | 11:50 | نویسنده : شهرزاد |
مگه مال من نبودی مگه عاشقت نبودم ؟
مگه تو هر چی که گفتی من موافقت نبودم ؟

مگه تو هر کاری خواستی من بخاطرت نکردم ؟
حالا چی شده که می گی برم دیگه برنگردم ؟

من کجای زندگیتم ؟ تو که تو قلب منی
نذار دستهاتو بگیرند تو هنوز عشق منی
بذار شک کنم بتونی که ازم دل بکنی
یه خبر بده بدونم که هنوز فکر منی

مگه مال من نبودی مگه عاشقت نبودم ؟
مگه تو هر چی که گفتی من موافقت نبودم ؟

مگه تو هر کاری خواستی من بخاطرت نکردم ؟
حالا چی شده که می گی برم دیگه برنگردم ؟

من کجای زندگیتم ؟ تو که تو قلب منی
نذار دستهاتو بگیرن تو هنوز عشق منی
بذار شک کنم بتونی که ازم دل بکنی

یه خبر بده بدونم که هنوز فکر منی

خواننده: حمید عسکری



تاريخ : شنبه چهاردهم آبان 1390 | 8:54 | نویسنده : شهرزاد |

وای که چقدر بعضی از آهنگها یه وقتایی به دل آدم مینشینند وانگار تو اون لحظه دارن از زبان تو سخن میگویند وحرفهایی رو میزنند که شاید تو خودت میخوای بزنی اما نمیتونی یا نمیدونی چه جوری بگی این آهنگ هایده هم دقیقا حرف دل منو میزنه خیلی دوسش دارم شاید تا حالا صد بار گوشش کردم و هنوز برام تکراری نشده.

"خودم تنها

 تنها دلم

چو شام بی فردا دلم

 چوکشتی بی ناخدا به سینه دریا دلم
به سینه دریا دلم
تو ای خدای مهربان تو ای پناه بی کسان

 به سنگ غم مشکن دگر چو شیشه مینا دلم
چو شیشه مینا دلم

تو هم برو ای بی وفا

مبر بر لب نام مرا

 دل تنگم بیگانه شد

 نمیخواهد دیگر تورا
نشان من دیگر مجو

حدیث دل دیگر مگو

 دلم شکسته زیر پا نمیخواهد دیگر تورا
نمیخواهد دیگر تورا


تو ای خدای مهربان تو ای پناه بی کسان

به سنگ غم مشکن دگر چو شیشه مینا دلم
چو شیشه مینا دلم"

                                                            خواننده: هایده

 



تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390 | 12:45 | نویسنده : شهرزاد |

ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺨﻮاﺳﺘﻢ ﻛﻪ ﺗﻮ رو ﺑﺎ ﻛﺴﻲ ﻗﺴﻤﺖ ﺑﻜﻨﻢ

‫ﻳﺎ از ﺗﻮ ﺣﺘﻲ ﺑﺎ ﺧـﻮدم ﻳﻪ ﻟـﺤﻈﻪ ﺻﺤﺒﺖ ﺑﻜﻨﻢ

‫ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺨﻮاﺳﺘﻢ ﻛﻪ ﺑﻪ داﺷﺘﻦ ﺗﻮ ﻋﺎدت ﺑﻜﻨﻢ

‫ﺑـﮕﻢ ﻓـﻘـﻂ ﻣﺎل ﻣـﻨﻲ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺟـﺴﺎرت ﺑﻜﻨﻢ

 ‫اﻧﻘﺪر ﻇﺮﻳﻔﻲ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻳﻚ ﻧﮕﺎه ﻫﺮزه ﻣﻴﺸﻜﻨﻲ

‫اﻣـﺎ ﺗـﻮ ﺧـﻠـﻮت ﺧﻮدم ﺗﻨﻬﺎ ﻓﻘﻂ ﻣﺎل ﻣﻨﻲ

 ‫ﺗﺮﺳﻢ اﻳـﻨﻪ ﻛﻪ رو ﺗﻨﺖ ﺟﺎي ﻧﮕﺎﻫﻢ بمونه

‫ﻳـﺎ روي ﺗـﻴﺸﻪ ﭼـﺸﺎت ﻏـﺒﺎر آﻫﻢ ﺑﻤﻮﻧﻪ

‫ﺗﻮ ﭘﺎك و ﺳﺎده ﻣﺜﻞ ﺧﻮاب ﺣﺘﻲ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ ﻣﻴﺸﻜﻨﻲ

‫ﺷـﻜـﻞ ﻫـﻤـﻪ آرزوﻫـﺎم، ﺗـﺠـﺴـﻢ ﺧـﻮاب ﻣـﻨﻲ

‫ﺣﺘﻲ ﺑﺎ اﻳﻨﻜﻪ ﻫﻴﭽﻜﺲ ﻣﺜﻞ ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﻮ ﻧﻴﺴﺖ

‫ﭘـﻴﺶ ﺗـﻮ آﻳـﻨﻪي ﭼـﺸﺎم ﺣﻘﻴﺮه ﻻﻳﻖ ﺗﻮ ﻧﻴﺴﺖ

‫ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺨﻮاﺳﺘﻢ ﻛﻪ ﺑﻪ داﺷﺘﻦ ﺗﻮ ﻋﺎدت ﺑﻜﻨﻢ

‫ﺑـﮕﻢ ﻓـﻘـﻂ ﻣﺎل ﻣـﻨﻲ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺟـﺴﺎرت ﺑﻜﻨﻢ

                                                               خواننده:سیاوش قمیشی

 



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390 | 8:19 | نویسنده : شهرزاد |
این آخرین تلاشمه واسه بدست آوردنت

باور کن این قلب و نرو این التماس آخره

 چقدر می خوای تو بشکنی غرور این شکسته رو

هر چی میخوای بگی بگو اما نگو بهم برو

 این دل و عاشقش نکن اگه منو دوست نداری

راحت بگو اگه می خوای قلبه منو جا بذاری

 دلم پر از شکایته اما صدام در نمیاد

 می ترسم از دستم بری کاری ازم بر نمیاد

***نرو نذار که بعد از این دنیا به عشق شک بکنه....هر کی دلش جای دیگست عشق و بخواد ترک بکنه نفس زدم از ته دل ..معصوم این قلب به خدا...نذار بشه محال واسش باور عشق آدما****

 مرگ دلم پایه توآه اگه ازش گذر کنی

لب تر کنی رفیقتم کافیه با ما سر کنی

 این دل و عاشقش نکن اگه منو دوست نداری

راحت بگو اگه می خوای قلبه منو جا بذاری

 دلم پر از شکایته اما صدام در نمیاد

 می ترسم از دستم بری کاری ازم بر نمیاد

                                خواننده:ستار



تاريخ : سه شنبه هجدهم مرداد 1390 | 8:21 | نویسنده : شهرزاد |

کي اشکاتو پاک ميکنه
شبا که غصه داري
دست رو موهات کي ميکشه
وقتي منو نداري

شونه کي
مرهم هق هقت ميشه دوباره
از کي بهونه ميگيري
شباي بي ستاره

برگ ريزوناي پاييز
کي چشم به رات نشسته
از جلو پات جمع ميکنه
برگاي زرد و خسته

کي منتظر ميمونه
حتي شباي يلدا
تا خنده رو لبات بياد
شب برسه به فردا

کي از سرود بارون
قصه برات ميسازه
از عاشقي ميخونه
وقتي که راه درازه

کي از ستاره بارون
چشماشو هم ميذاره
نکنه ستاره اي بياد
ياد تو رو نياره

                         خواننده:ابی



تاريخ : شنبه پانزدهم مرداد 1390 | 9:35 | نویسنده : شهرزاد |

توي تنهايي يك دشت بزرگ
كه مثل غربت شب بي انتهاست
يه درخت تن سياه سربلند
آخرين درخت سبز سرپاست
رو تنش زخمه ولي زخم تبر
نه يه قلب تير خورده نه يه اسم
شاخه هاش پر از پر پرنده هاست
كندوي پاك دخيل و طلسم
چه پرنده ها كه تو جاده كوچ
مهمون سفره ي سبز اون شدن
چه مسافرا كه زير چتر اون به تن خستگيشون تبر زدن
تا يه روز تو اومدي بي خستگي
با يه خورجين قديميه قشنگ
با تو نه سبزه نه آينه بود نه آب
يه تبر بود با تو با اهرم سنگ
اون درخت سربلند پرغرور كه سرش داره به خورشيد ميرسه منم منم
اون درخت تن سپرده به تبر كه واسه پرنده ها دلواپسه منم منم
من صداي سبز خاك سربي ام
صدايي كه خنجرش رو بخداست
صدايي كه تو ي بهت شب دشت
نعره اي نيست ولي اوج يك صداست
رقص دست نرمت اي تبر بدست
با هجوم تبر گشنه و سخت
آخرين تصوير تلخ بودنه
توي ذهن سبز آخرين درخت
حالا تو شمارش ثانيه هام
كوبه هاي بي امونه تبره
تبري كه دشمنه هميشه ي
اين درخت محكم و تناوره

من به فكر خستگي هاي پر پرنده هام
تو بزن، تبر بزن
من به فكر غربت مسافرام
آخرين ضربه رو محكمتر بزن

                                      خواننده:ابی



تاريخ : سه شنبه یازدهم مرداد 1390 | 10:6 | نویسنده : شهرزاد |

هوای گریه دارم تو این شب بی پناه

                                 دنبال تو میگردم دنبال یک تکیه گاه

دنبال اون دلی که تنهایی رومیشناسه

                                دستای عاشق من لبریز التماسه

هزارویک شب من پراز صدای تو بود

                                گریه هر شب من فقط برای تو بود

سکوت شیشه ایمو صدای تو میشکنه

                                تو آسمون عشقم شعرتو پر میزنه

با تو دل سیاهم برنگ آسمونه

                                تو بغض من میشکنن شعرای عاشقونه

هزارویک شب من پراز صدای تو بود

                                گریه هر شب من فقط برای تو بود

                           خواننده:شادمهر عقیلی



تاريخ : سه شنبه ششم اردیبهشت 1390 | 13:23 | نویسنده : شهرزاد |

زمستون تن عریون باغچه چون بیابون

درختا باپاهای برهنه زیر بارون

نمیدونی تو که عاشق نبودی

چه سخته مرگ گل برای گلدون

گل وگلدون چه شبها نشستن بی بهانه

واسه هم قصه گفتن بی بهانه

چه تلخه چه تلخه باید تنها بمونه قلب گلدون

مثه من که بی تو میشینم زیر بارون

زمستون برای توقشنگه پشت شیشه

بهاره زمستونها برای تو همیشه

تومثل من زمستونی نداری

که باشه لحظه چشم انتظاری

گلدون خالی ندیدی نشستی زیر بارون

گلای کاغذی داری تو گلدون

توعاشق نبودی ببینی تلخه روزای جدایی

چه سخته چه سخته بشینم بی تو باچشمای گریون

                                         خواننده:افشین مقدم



تاريخ : سه شنبه هفتم دی 1389 | 22:18 | نویسنده : شهرزاد |

اونروزا ما دلی داشتیم واسه بردن

جونی داشتیم واسه مردن

کسی بودیم کاری داشتیم

پاییز و بهاری داشتیم

توسرا ما سری داشتیم

عشقی و دلبری داشتیم

کسی آمد که حرف عشق وباما زد

دل ترسوی ماهم دل به دریا زد

به یک دریای طوفانی دل ما رفته مهمانی

چه دوره ساحلش از دور پیدا نیست

یه عمری راهه ودرقدرت مانیست

باید پارو نزد واداد باید دل رو به دریا داد

خودش میبردت هرجا دلش خواست

به هرجا برد بدون ساحل همونجاست

به امیدی که ساحل داره این دریا

به امیدی که آروم میشه تا فردا

به امیدی که این دریا فقط شاهماهی داره

به عشقی که نمیبینی شباشو بی ستاره

دل مارفته مهمانی به یک دریای طوفانی

                                                                 "مسعود فردمنش"

                                                                                         خواننده:سیاوش قمیشی



تاريخ : شنبه بیست و هفتم شهریور 1389 | 22:19 | نویسنده : شهرزاد |

من که عمرم را به پایت ریختم

زندگیهارا به پایت ریختم

 ای تو دیروز من و امروز من

من که فردا را به پایت ریختم

 دیگر چه خواهی؟

من که با خوب وبد تو ساختم

آبرویم را به خاک انداختم

در سفر تا هفت شهر عشق تو

من که مرزی تا جنون نشناختم

دیگر چه خواهی؟

من که همچون بت پرستیدم تورا

هرکجا رفتم فقط دیدم تورا

باتمام گریه ها ازدست تو

می شکستم بغض و میخندیدم تورا

پس چرا آزردنم را دوست داری؟

حسرت و غم خوردنم را دوست داری؟

مثل من هرگز کسی عاشق نبوده

 سوختن از عشق را لایق نبوده

از تو ام برآتش و خاموشم از تو

تا نگویی در وفا صادق نبوده

هر چه میسوزم تو میگویی کم است

قصه ام ورد تمام عالم است

پس چرا آزردنم را دوست داری؟

حسرت و غم خوردنم را دوست داری؟

هرچه را خواستی از من بدست آورده ای

مرگ غرورم بس نبود که قصد جانم کرده ای؟

                                                                          خواننده:معین



تاريخ : جمعه هشتم مرداد 1389 | 12:49 | نویسنده : شهرزاد |

رفتی و خاطره های تو نشسته تو خیالم

بی تو من اسیردست آرزوهای محالم

یاد من نبودی اما من به یاد تو شکستم

غیرتوکه دوری ازمن دل به هیچکسی نبستم

همترانه یاد من باش بی بهانه یاد من باش

وقت بیداری مهتاب عاشقانه یاد من باش

اگه باشی با نگاهت میشه از حادثه رد شد

میشه تو آتیش عشقت گرگرفتن و بلد شد

اگه دوری

            اگه نیستی

                        نفس فریاد من باش

تا ابد

       تا ته دنیا

                  تا همیشه یاد من باش

                                                 خواننده:سیاوش قمیشی



تاريخ : چهارشنبه سی ام دی 1388 | 21:15 | نویسنده : شهرزاد |

می دونم همش بهونست یه دروغ تازه داری

بذاردرداموبگم بهت حالا که دوسم نداری

توسرم بلا آوردی منو از ریشه سوزوندی

تازه جون گرفته بودم رفتی و پیشم نموندی

بذار این شبای آخر که برات ترانه میگم

بدونی که ضربه خوردم حالا یه آدم دیگه ام

تو منو میخواستی اما به غریبه دل سپردی

خب میگیم دوسم نداشتی چراآبرومو بردی؟

میدونم دیگه نمیخوای عشقموآروم آروم دارم از یادت میرم

بخداقسم فقط میخوام بدونی بی تو وچشمای نازت میمیرم

چطور دلت اومد بشکنی قلبمو بری از پیش من

مگه من نبودم که واست میمردم وقتی نبودی غم تورو می خوردم
 
خواننده: رضایا
 


تاريخ : یکشنبه دوازدهم مهر 1388 | 11:54 | نویسنده : شهرزاد |

زیر این طاق کبود یکی بود یکی نبود

مرغ عشقی خسته بود که دلش شکسته بود

اون اسیر یه قفس شب وروزش بی نفس

همه ی آرزوهاش پرکشیدن بودوبس

تا یه روز یه شاپرک نگاشو گوشه ای دوخت

چشش افتاد به قفس دل اون بدجوری سوخت

زود پرید روی درخت توقفس سرک کشید

توچشه مرغ اسیر غم دلتنگی رودید

دیگه طاقت نیاورد رفت توی قفس نشست

تاکه از حرفای مرغ شاپرک دلش شکست

شاپرک گفت که بیاتاباهم پربکشیم

بریم اون بالاها سوار ابرا بشیم

یه دفعه مرغ اسیر نگاهش بهاری شد

بارون از برق چشاش روی گونه اش جاری شد

شاپرک دلش گرفت وقتی اشک اونو دید

باخودش یه عهدی بست نفس سردی کشید

دیگه بعداز اون قفس رنگ تنهایی نداشت

توی دوستی شاپرک ذره ای کم نمیذاشت

تایه روز یه باد سرد میون قفس وزید

آسمون سرخابی شد سوز برف از راه رسید

شاپرک یخ زدویخ مردوموندگار نشد

چشاشوروهم گذاشت دیگه اون بیدار نشد

مرغ عشق شاپرک و به دست خداسپرد

نگاهش به آسمون تاکه دق کردش ومرد

                    خواننده:راما



تاريخ : پنجشنبه هفتم خرداد 1388 | 22:12 | نویسنده : شهرزاد |
من همون جزیره بودم
خاکی و صمیمی و گرم
واسه عشق بازی موجها
قامتم یه بستر نرم
یه عزیز دردونه بودم
پیش چشم خیس موجها
یه نگین سبز خالص
روی انگشتر دریا

تا که یک روز تو رسیدی
توی قلبم پا گذاشتی
غصه های عاشقی رو
تو وجودم جا گذاشتی
زیر رگباره نگاهت
دلم انگار زیرو رو شد
برای داشتن عشقت
همه جونم آرزو شد
تا نفس کشیدی انگار
نفسم برید تو سینه
ابرو بادو دریا گفتن
حس عاشقی همینه

اومدی تو سرنوشتم
بی بهونه پا گذاشتی
اما تا قایقی اومد
از من و دلم گذشتی
رفتی با قایق عشقت
سوی روشنی فردا
من و دل اما نشستیم
چشم به راهت لبه دریا

دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی
لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی
دل تنها و غریبم داره این گوشه می میره
ولی حتی وقت مردن باز سراغتو میگیره
میرسه روزی که دیگه قعر دریا میشه خونم
اما تو دریای عشقت باز یه گوشه ای می مونم

خواننده: سیاوش قمیشی

تاريخ : دوشنبه دوم دی 1387 | 15:1 | نویسنده : شهرزاد |
  • راه آرام
  • میهن بلاگ